خانه خاطرات

خاطرات

دل نوشته ها و دردنامه های تیم شناسایی کوچه گردان عاشق

ماه رمضان هم تمام شد …

ماه رمضان هم تمام شد و برای خیلی ها این ماه در گرسنگی کشیدن خلاصه نشد,که اگر کمال زندگی در لذت بردن از تمام...

هیچ کس صدای دردش را نمی شنید !

نمیدانم کجای این دنیا باید رفت و از اشک های مردی گفت که  تا پای جان برای این مرز و بوم جنگیده بود ولی...

مهم این است که داخل محدوده باشند، انسان بودنشان خیلی مهم...

وقتی با رابط به محل خانه رسیدیم اولین مسئله تکان دهنده موقعیت خونه بود، شبیه یک جزیره داخل یک بیابون . فهمیدم به همین...

گذرگاه مرگ

زن گفت : ما پلاک نداریم . برین پاریس بگین کوچه مش فاطمه همه میشناسن. با تمام تلاشمون برای نا محسوس بودن تا وارد محله...

صدایش را به آسمان برسانیم تا به لرزه در آید …

دیگه عادت کردیم،معمولا آدرس هایی که میریم همشون آخرین خونه توی کوچه است که حتی قبل از دیدن پلاک هم میتونی خونه رو از...

راه و رسم مولا علی

پارسال که در شب 21 ماه رمضان برای اولین بار با انسان هایی که در راه برقراری عدل علی قدم برمی داشتند هم قدم...

انگار خیلی دیر رسیده بودیم !

تمام امیدشان را محدود کرده بودند به انرژی های ماورایی ... انگار مطمئن بودند دیگر دست زمینی از پس درمان پسر بزرگشان و خارج کردن...

دغدغه ت چیه ؟

هوا خیلی گرم هست اما مجبوریم که هرچه سریع خانواده ها رو شناسایی کنیم و به کوچه گردان برسونیم .خونه هارو یکی بعد از...

این شهر جای عجیبی است …

هر چی بیشتر جلو میرم، زودتر به دیالوگه تو اون فیلمه میرسم که می گفت" ترجیح میدم یه آدم خوش شانس باشم تا خوب...