کوچه‌هایی با دیوارهایی خراب و باریک در میان یکی از قدیمی‌ترین بنادر ایران، بندر عباس واقع است. معماری محل جز حاشیه منظوری ندارد، کمتر خانواده ای دیده میشود که تنها در یک خانه حیاط دار زندگی کنند و معمولا هر اتاق، یک خانواده محسوب میشود.
شاید بسیار شبیه به محله دروازه غار تهران، اما اینجا محله پر آوازه شهناز است.
در لابلای خرابی درو دیوارهای خانه ها و کوچه ها کودکان تیره پوست و برخی پابرهنه دیده میشوند.
کودکان از فقر حاکم بر خانواده بیشترین آسیب را میبینند، بخش کمی از نیازهای ضروری خانواده‌ها با یارانه تامین می شود البته فقط خانواده‌هایی که شناسنامه دارند، اما خانواده هایی هم هستند که از این کمترین کمک بی بهره اند.
وقتی سر صحبت با هر مرد و زن سرپرست خانواده باز میشود اولین شکایت از بیکاری و فقر است، بیکاری که نه تنها در محل بلکه در کل شهر حاکم شده.
بعضی از خانواده‌های شناسنامه دار بیمه سلامت دارند، اما خانواده هایی دیده میشوند که با بیماریهای پر هزینه دست و پنجه نرم میکنند که بیمه سلامت شامل آنها نمیشود .
وارد خانه‌ای میشویم که مرد خانواده دچار بیماری قلبی ومادر بزرگشان به تیروئید شدیدی دچار شده.
بیماریهای پرهزینه از یک سو و بیکاری همه گیر از سوی دیگر برخی از زنان را به فروشنده موادمخدر در محل تبدیل کرده.
جمع بیماری ، فقر و اعتیاد در این محلات موجب ناهنجاریهای بیشماری گردیده‌
کیسه های مواد غذایی ارسال شده از طرف جمعیت امام علی تنها تامین کننده مایحتاج خوراکی یک ماه آنهاست.اما برای فقر هر روزه و چالش های پرهزینه دیگر در طول سال، برای این خانواده ها چکار میشود کرد ؟؟؟