زهرا، توی خیابون شناسایی شد؛
۱۶سالش بود، از ۵سالگی کار می‌کرد؛ مادر و ناپدریش معتاد بودن و مادرش نمیذاشت درس بخونه.
زهرا از لحاظ ظاهری اصلا شبیه خواهر و برادراش نبود. مادرش هم فرق زیادی بین اون با بقیه می‌گذاشت. مجبورش می‌کرد کار کنه تا خرج بقیه رو بده و واسه خواهرش جهیزیه بخره.
می‌گفت بعضی شبا، سیصد تومن کار می‌کنم، ولی همشو ازم می‌گیرن.
زهرا شناسنامه نداشت، اما خواهر برادراش داشتن.
یه بار فرار کرد رفت تهران اما برگردوندنش.
نمیخواست برگرده پیش مادرش.
به سختی فرستادیمش بهزیستی.
بهزیستی گفت درصورتی به مادرش تحویلش نمیدیم که ثابت کنید داره از بچه سواستفاده‌ی جنسی می‌کنه!
مادرش زهرا رو برد و نشونی‌شو عوض کرد و دیگه نتونستیم ببینیمش.

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.