می‌گفت ١٣ سالمه ولی جثه نحیفش طور دیگه‌ای نشون می‌داد.از وقتی وارد گاراژ شدیم لبخند از روی لباش محو نمی‌شد.

داشتیم با کودکان گاراژ صحبت می‌کردیم و راجبه هرچی حرف می‌زدیم تهش ختم می‌شد به پسرک خندان قصه.

-کی بیشتر زباله جمع می‌کنه؟

-جهان دو برابر بقیه هرروز زباله میاره.

-کی فوتبالش بهتره؟؟

-جهان بهترین بازیکن گاراژه

و هرروز به این فکر می‌کنم اگر جهان کوچولوی ما،جای درستی از جهان بزرگ به دنیا میومد،شاید…..

یا نه اصلا اگر ما جهان بهتری برای جهان کوچولوها می‌ساختیم،همه‌ی هنر کودکی،زباله‌ی بیشتر جمع کردن و بازی با توپ پاره داخل زباله ها نبود…

 

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.