🔹 اعتقاد به این که ساکنان سکونتگاههای غیررسمی، روستاییان مهاجری هستند که باید به زادگاهشان بازگردند و با حضورشان شهر را لکه‌دار کرده‌اند، شاید به این دلیل است که مقام های رسمی وظیفه ی خود را در مراقبت از آن ها به وظیفه ی بازگرداندن آنان به مبدا مهاجرت تنها خلاصه می کنند.

🔹 واقعیت این است که تعداد کثیری از ساکنان کنونی در سکونت گاه های غیر رسمی را نسل دوم یا حتی سومی تشکیل می دهند که متولد شهر هستند و نه روستا زادگانی که به آن جا بازگردند.

🔹 جوامع می بایست به آنان به مثابه دارایی خود و نه مشکلات موجود بنگرند، زیرا مردم مشتاق هستند زندگیشان را بهبود بخشند.

🔹 به عنوان مثال زنان سرپرست خانوار که از آسیب پذیرترین بخش کم درآمد شهری می باشند، مجبورند به مشاغل کارگری ساده و با کمترین دستمزد بپردازند یا به خود فروشی روی آورند.

🔹 در صورتیکه اگر آنان بتوانند درآمد معقولی به دست آورند، بخش قابل توجهی از آن را به خرید اغذیه ی بهتر، تحصیل و مراقبت های بهداشتی کودکانشان اختصاص می دهند.

🔹 با حفظ اختیارات جامعه ی مدنی، مردم در تصمیم هایی که وضعیت آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد مشارکت می کنند، در غیر این صورت پاسخ گویی و شفافیت فرآیند های دولتی همواره مبهم باقی خواهد ماند.

🌐 منبع: چالش جهانی فقر شهری (دکتر مهرداد جواهری پور)

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here