زیبای ناز، رمضان است.بیا تا می‌توانیم روزه‌های تکلیفمان را بی‌سحری بگیریم و دم افطار هم گوش‌هایمان را محکم بگیریم تا صدای اذان، رزقک افطرنایمان نباشد.بیا دروغ باشیم.اصلا بیا خودمان را بزنیم به آن راه.فکر کنیم این موعظه‌ها را می‌شود با دعای افطار و سحری، با یک وعده نذری مسجد محله سرش را هم آورد.زیبا بیا بترسیم.بیا الکی الکی بخندیم و بعد تا میتوانیم دختر نباشیم.موهایمان را از ته تیغ بیندازیم، حنجره‌مان را زمخت کنیم و ظرافت اندام‌هایمان را زیر شلوارهای هیپی دیوار مهربانی پنهان کنیم..زیبا بیا هرطوری شده سهم خیابان های این شهر نباشیم…
================
روایت سوم شخص حاضر/اعضای گروه شناسایی کوچه گردان عاشق/آمل – کوچه جهانبخش/ ۱۳۹۶

11 نظرات

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here