خاطرات

هر کجا هستی چراغی بر افروز !

 پشت چراغ فلکه نمازی دختر بچه زیبایی اسپند  رو ماشینا میگرفت. تو بازار وکیل دو تا پسر کوچولو یه چرخ بزرگو گرفته بودن و دنبال خودشون میکشیدن .

شیراز, کاشان , اصفهان , مشهد, تهران یا هر جای دیگه هزاران سال هم که قدمت داشته باشند  اما هنوز نیمکت مدرسه ها انتظار بچه هایی رو میکشند که قهر روزگار آنهارا به بازار کار برده. کودکی که باید بعد از مدرسه با  مادرش به مسجد نصیر بره و با رنگ ها بازی کنه. کودکی که باید در حیاط شاهچراغ بدود و دنیای اطرافش را ببیند .

شیراز شهر کوروش. شهر سعدی و حافظ. شهر نمازی هاست.

شیراز اگر انسان بود دلش میخواست شبای ماه رمضون یا علی بگه و بره تو کوچه پس کوچه های محروم شیراز.  شربت بهار نارنج و بید مشک پخش کنه. با بچه ها آواز بخونه و با مسقطی دهنشونو شیرین کنه.

ما کوچه گردای عاشق جز این هنر ندانیم

که هر چه می توانیم

غم از دلا برانیم …..

==================

دردنامه یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق, شیراز-۱۳۹۵

3