خاطرات

نقطه ها، فاصله ها، دردها

ح…..س….ن…..آ…..ب….ا….د

وتو چه دانی درپس این فاصله ها چه دردیست وهرکدام از این نقطه ها قصه ای ناگفته است از رنج ها….

ح….هرنقطه یعنی قصه حسرت یعنی قصه چشمان کودکان جامانده ازتحصیل…..

س….هرنقطه یعنی قصه ستم های روا شده بر تن رنجور زنان ومادران تنها….

ن…..هرنقطه یعنی قصه نداشتن، یعنی نان خالی سر سفره…..

آ…..هرنقطه یعنی قصه آوارگی، یعنی لب هایی که از رنج مهاجرت و بی هویت بودن میگوید….

ب…….هر نقطه یعنی قصه بیکاری، یعنی جوانان درگیر اعتیاد، قصه  بیماری یعنی نداشتن دارو،یعنی غصه محرومیت……

آ…… هر نقطه یعنی قصه آرزو که میبارد از چشم خسته دخترکان بر دامن رنجور مادر…..

د…… هر نقطه یعنی قصه درد پدر از سفره خالی، از درد مادر بخاطر اعتیاد پسر…

این نقطه ها هرکدام حاکی هزاران حکایت تلخند از قصه آدم هایی که کنار ما نفس میکشند….

واین قصه ها ادامه دارد تا………

تا من و تو این قلم را دست بگیریم و تمام این نقطه ها و قصه های تلخ تحمیل شده به این اهالی را خط بزنیم،

 تا من و تو قصه نویس بشویم و بهترین قصه ها را بنویسیم،

قصه ای که در آن،

 در چشمان کودکی حسرتی نباشد،

 تا ستم سنگینی نکند بر شانه های زنی،

تا هیچ سفره ای خالی از نان نباشد،

تا لبی قصه ای پر غصه از آوارگی و بی پناهی نگوید،

تا سر پدر از شرمندگی پایین نباشد

و آرزویی نمیرد در چشمان دختری، تا مادر بخندد و اعتیاد فرزندش را دیگر نبیند…..

تمام این قصه ها نوشته میشود اگر تو دستت را به ما بدهی و با ما قصهی امید را برای آینده این مردمان بنویسی…….

===========================

دردنامه یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق،حسن آباد،تهران، ۱۳۹۵

1