نور در دستان شماست …

0
5

و من این را فهمیدم ک مردم آنجا چشمهاشان دریا بود و‌دلهایشان اما نه….

همان مردمانی که نگاهشان تاریک بود.

با عشق همدیگر را نمیگریستند و از غم هم بی خبر بودند.

حرف از کمک که میشد گم میشدند در لابه لای بحث های روزمره که ،ما خود محتاج تریم و نمیدانستند خدای بالای سرشان دلش میگیرد از این حرف.

کاش یکی میانشان فریاد میزد:

_برخیزید از تاریکی،نور در دستان شماست.

===================

دردنامه یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق , بومهن – ۱۳۹۵

7