مهر پدری که حالا باید جای مادر هم باشد

0
5

شناسایی و شروع کردیم . دختری حدود ده ساله دستمونو گرفت و برد خونشون.

حیاط کوچیک اما پر از گلدون و با صفا، یه بابای داش مشتیِ با ادب، که رو دستش نوشته بود مادر .

شروع ب حرف زدن کردیم . فهمیدیم مادر بچه ها ترکشون کرده و رفته .

__چرا رفتن؟؟

با کلی مکث و سرخ شدن صورتش گفت : یه مشکل کوچیک.خجالت کشید.این ور اونور و نگاه کرد و اروم گفت: راستش من چهار سال زندان بودم.طاقت نیاورد و رفت.  فقط ببخشید که جلو بچه نگفتم اینارو اخه خیلی دووسم داره. منم دیوونشم.

سهم این پدر و دختر از بی مادر بودن خانه چه میشود پس ؟

=====================

دردنامه یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان , آمل – ۱۳۹۵

5