آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

میگفتند تنهاتر از او سراغ نداریم

همسایه ها گفتند از او تنها تر اینجا سراغ نداریم. داخل که رفتیم هرچه چشم انداختم جز جسمی تکیده و خسته از یک زن که بعدها فهمیدم ٢۶ سال بیشتر ندارد و نوزادی که بعدها فهمیدم کودکی یکساله است چیزی به چشمم نخورد.

 کودک خواب بود و مادر با شانه های افتاده اش بالای سرش نشسته بود و مگس میپراند که راحت بخوابد. می گفت حامله بودم که شوهرم رفت و دیگر نیامد، زن ماهی ٢٠ کیلو کاموای بافته شده را میشکافد از قرار کیلویی هزار تومان، ٢٠ هزار تومان خرجی یکماه زندگی!!

=============================

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، روستای طالب آباد، شهرری ،۱۳۹۵

4