فریاد بی هویتی و بی سوادی

0
4

در کوچه ای خاکی، وقتی درب منزل را زدیم، دختری ۲۱ ساله در حالی که بچه ای ۸ ماهه در آغوش داشت، درب را باز کرد.

مادر دو کودک ۸ ماهه و یک سال و نیمه است. دختر جوان از همان بدو ازدواج در خانه ی پدری زندگی می کرده و همسرش زن دیگری گرفته است. دو کودک او فاقد اوراق هویتی بودند.

هفت بچه در خانه بودند، هفت کودکی که همه از تحصیل محروم بودند.

انگار همه چیز دست به دست هم داده بود تا پاسخی برای “من که هستم” کودکانشان نباشد، نه داشته باشند و نه بتوانند بنویسند که ندارند.

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، روستای زمان آباد، شهرری، ۱۳۹۵

9