آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

شربت تلخ رنج هایت

از لای در نگاه کردم جز کوهی از سبزی چیزی معلوم نبود. خانم جوانی بیرون آمد و با اصرار ما را به داخل خانه برد. روزی ۴٠ کیلو سبزی در ازای مبلغ ناچیزی پاک و دسته می کند تا بچه ها متوجه بیکاری پدرشان نشوند .

شوهرش سالهاست دیسک کمر دارد و نمیتواند کار کند.

 همانطور که سفره ی دلش را باز کرده بود و دردودل میکرد برایمان شربت نعنا آورد، هنر دست خودش بود. عجب طعم نابی داشت اما نگاه کردن به رنج های ناتمامش کاممان را تلخ کرد…

=================================

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، روستای ده خیر، شهرری،۱۳۹۵

5