روی تمام درد هایش نفت ریخت تا گر بگیرند !

0
3

 زن ناخن هایش را می جوید. زردی صورتش خبر از حال وی می داد.لب های ترک خورده اش را باز کرد و گفت:” خسته شدم دیشب باز مرا زیر کتک خود گرفت. از کتک های شوهر معتادم بدتر گرسنگی بچه هایم هست.امروز روی خودم نفت ریختم تا خود را بسوزانم اما دختر کوچکم اینقدر با صدای بلند مرا صدا زد و اشک ریخت که پشیمان شدم.ولی خسته ام . درد تمام وجودم را گرفته.”

به وی نزدیک تر شدم از زردی چهره اش پرسیدم : خیلی رنگ پریده ای.بیماری داری ؟”
بغض راه گلویش را بسته بود و لب هایش تکان میخورد و غرورش اجازه سرازیز شدن اشک هایش را نمیداد فقط دهان باز کرد و گفت: وقتی بچه هایت گرسنه هستند  حتی مجبور می شوی کلیه هات را هم بفروشی.

===============================

دلنوشته ی یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق , بوشهر, ۱۳۹۵

2