راحله، وارث رحلت انسانیت

0
3

شانه ای که هر سوزنش همچون نیزه ای، زخمی بر دستان پررنجت به یادگار گذاشته و زخمی که پژواک درد و ناله بر دهان پاکت جاری ساخته…

دستی که روا بود داستان غفلت امروز ما را کلمه به کلمه دیکته کند.

و دهانی که فریاد بیداری بر روان خفته ما را بخش کند

دختری که به جای آب، بابا، نان داد،

در گوشه تاریک خانه،

به امید اینکه اندکی ازرنج نداری خانواده اش بکاهد،

سوزن می زند بر شانه ای که هر روز برای آراستن تن بر سر می کشیم،

شگفتا که از این همنشینی سر و سوزن صدای ناله ای از جان آدمی برنمی خیزد!

آری، راحله رحلت انسانیت امروزیان را به ارث می برد…

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، اسلامشهر، ۱۳۹۵

3