آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

چقدر زود مرد شدی

ده- دوازده سالی داری، دو دوتا چهارتایت هم خوب است، مثل یک کاسب،

مرد خانه ای آخر!

پسر کوچکی همراهت است، می پرسم برادرت است؟

“خواهر زادمه، ولی من بهش میگم داداش، با هم میریم دستمال میفروشیم” و هر دو یتیمید..

کنارت نشسته ام، مثل یک مرد دست میدهی و میروی سر جمع کردن صندلی ها، به امید مزدی…

در این روزگار نامردی، دنیای تو چه زود مردانه شد…

========================

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، سمنان، ۱۳۹۵

3