فقر خانه مان سوزست

0
1

قدم به قدم با فقر و گرسنگی تا لبخند شادی …

کوچه به کوچه ردپایی بود از فقر و غم …

اما من و تو با یاری یکدیگر لبخند را هدیه میبریم.

فقر خانه مان سوزست,نگذاریم کودکان شهرمان بیشتر آسیب ببینند,عشق را گسترش دهیم.

پا به پای شان در کوچه هایی رفتیم که جز خودشان،کسی مسیر را نمیشناخت,سهم شان از زندگی چیست!؟

تاریکی,فقر در گوشه وکنار شهرمان بیداد میکند بیاید باهم به روشنایی آنان کمک کنیم.

درب خانه را زدیم,مادری قدخمیده به روی ما لبخند زد,گویا میدانست قرارست برای فرزندانش لبخند هدیه بیاوردیم. کودک تا ما را دید دوان دوان سمت ما آمد,آدرس چند خانه را برای کمک نشان مان داد,خودش محتاج تر بود اما دلش دریا. مگر میشود شاد باشی و شادی را برای همشهریانت هدیه نبری,کارسختی نیست,یک یاعلی میخواهد….

===================

نوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق , سمنان – ۱۳۹۵

2