آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

یلدای من !

یلدای من
ای که همچون بلندی شب یلدا بزرگی
اشک و آه جانسوزت تا استخوانم نشست
تو که سهمت از زندگی دو چشم نابینا شد و پدری معتاد، و فقر و فقر و فقر
و من دو چشمان زیبایت را دیدم که پر از نور بود
و ای کاش تو هم مرا می دیدی
اما نه نه
شاید بهتر! تا این بی عدالتی را نبینی
چه خوب که نمی بینی کودکیت را چگونه ربوده اند، چه تاسف بار که فقر و اعتیاد شادی دوران معصومیتت را لگد مال کرده
یلدای من
تمام زیبایی های اطرافت را نابود کرده اند
هر چه هست زشتیست
بهتر که چشمان زیبایت آلوده ی این زشتی ها نشود….

======================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق – کرمان – ۱۳۹۵

21