آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

دیوار های خانه از غصه هایش نم داده بود

مرد خانه فوت شده بود و دلخوشی ش یک دختر و دو پسرش بودند که گاهی به او سر میزنند. پسر بزرگش کمر زیر بار قرض و بدهی دارد و پسر دیگر مشغول معاش خانوداه ش است . دخترش هم از مهر دختری اش گاهی به دیدنش می آید و برایش چیزی می آورد تا مادر تنهایش گرسنه نماند .
اهالی محل برایش زندگی ای دست و پا کردند و زیر سایه ی خدا و آنها روزرگارش را میگذراند. دلش هم همچون دیوار های خانه ش نم داده بود و پوسیده شده بود و فکر پرداخت هزینه های بیماری ش بیشتر از بیماری برایش تحمل نا پذیر بود .

==================
دلنوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق – ۱۳۹۵

4