آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

دنیایش همین بود

وقتی گفت میلاد برای لیگ برتر انتخاب شده، چشمانش از پشت اشکهایی که نمی توانست جلویشان را بگیرد برق میزد
دنیایش همین است :
چند متراتاق با اندک اثاث باقی مانده از زندگی قبلی…
همسرش در زدان است وبرای گرفتن رضایت شاکی خصوصی شوهرش همه چیز را می فروشد و وقتی می فهمد به جرم دیگری ابد خورده است که دیگر هیچ چیز ندارد…
پول پیش خانه را قرض کرده بود و برای امرار معاش از معلولی نگه داری میکرد.
در خانه اش هیچ نبود…

=====================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق – ۱۳۹۵

5