دلم می سوزد …

0
5

دلم میسوزد از گرمای وجودت
دلم میسوزد از تشنگی لب هایت
دلم میسوزد برای حال و احوالت
مرا برای بی رحمی های که در حقت شده ببخش
کمترین خواسته ات آبی بود که قابل خوردن باشد
یا حتی چیزی برای تحمل گرمای ۴۵ درجه .
خدایا!
سجادهای آن روستا برای رساندن صدایشان به دیگران سخت مشغول درس خواندن هستند .تو تنهایشان نگذار, پسران امیدواری را که با کمترین امکانات خود را برای کنکور آماده میکردند.
تنها نگذار کودکانی را که از شدت فقر در جاییکه نه آب بود و نه برق سوء تغذیه داشتند.
ما هم خدا را تنها نگذاریم …

=====================
نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق ,مناطق محروم جنوب استان کرمان .توابع رودبار جنوب – ۱۳۹۵

13