حصار چوپان /ایران خانم

0
4

هر چروک صورتش مرز یک استان است، چشمانش خلیج فارس…نام او ایران است.
در خانه ای با سقفی بلند زندگی می کند، او سخت راه می رود، سقف خانه برایش بسیار دور و دست نیافتنی می نماید.
می شود با دستهایش به همه ی کودکی ها سفر کرد، او شبیه مادربزرگهای ماست. نگران ما شده که خانه اش را گم کرده ایم، خانه ای که در کوچه ای تنگ است و در کوچکی دارد، حیاط ۴-۵ متر بیشتر نیست و چند گلدان جای دختری را گرفته که از وقتی ازدواج کرده است ساکن مازندران است. مادربزرگ می گوید هرکس زندگی خودش را دارد حق دارند سراغ من نیایند!!!!!
من به ایران خانم فکر می کنم !.با چیزهایی که ندارد و چشمی که کم سو شده و دستی که فقط برای بوسیدن است …..
لابد…میخواست بدرقه مان کند. ..نگذاشتیم

==================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوجه گردان عاشق – ۱۳۹۵

4