آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

کوچه های خاکستری

به کوچه ات می آیم
و کوچه هیچ چیزش شبیه دیده هایم نیست
این مخروبه ی خاکی،همین که جوی لجن از میانش میگذرد،همین که زباله ها هر طرفش به چشم میخورد،همین گوشه های فراموش شده شهر که تو در آن هستی،همین مخروبه که کودکی هایت را در آن سپری میکنی
همین جا کوچه توست…خانه تو…
و من که قرار است کوچه گرد این شبهای بی قرار باشم
در کوچه هایی که شبیه هیچ کدام از کوچه ی محله ی ما نیست…
من نمیخواهم…
نمیخواهم علی را فقط قدر ببینم و احیاهای پرشور و سفره های اعیانی…
من میخواهم علی را قدر بدانم
میخواهم علی را به سفره تو بیاورم،به سفره هادی،معصومه،زهرا،سینا،محمود و هزاران کودک شبیه تو
که هرشب چشم انتظار علی واره ها،گرسنه سر بر زمین میگذارند…
من میخواهم کیسه های علی را بر دوش ، و اینبار من کوچه گرد عاشق شب های ظلمت کوچه تو باشم …

======================

نوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، مشهد، ۱۶/۳/۹۵

6