آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

نمیدانم نامت را چه باید بگذارم ؟!

نمیدانم نامت را چه باید بگذارم
پدر،مادر یا برادر
که توی ده سالگی ات برای خواهران کوچکترت تنها سرپناهی
میگویم مادرت کجاست
و غم توی چشم هایت فریاد میزند چقدررر نبودنش درد داشته برایت
میگویی رفته است و اشاره میکنی به خواهر کوچکت و مبگویی این را خودم بزرگ کردم با شیر خشک
و غم توی چشم هایت فریاد میزند چقدررر نبودنش درد داشته برایت
میگویم پس پدرت کجاست
و با حسی سرد میگویی نیست و این نبودن از همان هایی ست که توی اکثر مردهای آن منطقه موج میزند…
از همان هایی که اعتیاد تمامشان را آنقدر خورده است که یادشان رفته زندگی هم دارند،زن هم دارند فرزند هم دارند…
میگویی نیست و من تازه میفهمم که برای ده سالگیت هم پدر و هم مادر بودن چقدر سنگین است

==========================

دلنوشته یکی از اعضا تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، مشهد، ۱۶/۳/۹۵

14