آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

یادم باشد که دیگر به شانه سر بی احترامی نکنم !!!

شانه ای که هر سوزنش همچون نیزه ای، زخمی بر دست پر محبتت به یادگار گذاشته و زخمی که پژواک درد و ناله بر دهان پاکت جاری ساخته …

دستی که روا بود داستان غفلت امروز ما را کلمه به کلمه دیکته کند

و دهانی که فریاد بیداری بر روان خفته ما را بخش بخش کند

دختری که به جای آب، بابا، نان داد، در گوشه تاریک خانه، به امید اینکه اندکی از رنج نداری خانواده اش بکاهد ، سوزن می زند بر شانه ای که هر روز برای آراستن تن بر سر می کشیم، شگفتا که از این همنشینی سر و سوزن صدای ناله ای از جان آدمی برنمی خیزد!

آری، این دخترک رحلت انسانیت امروزیان را به ارث می برد …

=======================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، تهران  ۱۷/۳/۹۵

te-es-008