کمر بسته ای به شکستن این تاریکی؛ مرد کوچک

0
2

کجای تو شبیه حیوانی آزار دهنده است که پدرت میخواست با آجر تو را بکشد؟!

آن حجم بزرگ ضربات شلنگ کجای تن نحیفت نشست به تاوان جور نکردن پول مواد پدرت؟

عجب قلب بزرگی داری …

تو را می زنند و باز هم آنها را دوست میداری

و با تمام هستی ات، که مقداری آب است برای شستن سنگ قبر مردگان ، کمر بر شکستن این تاریکی بسته ای

======================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق، جعفرآباد، کرمانشاه، ۱۶/۳/۹۵

ke-012