آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

مامان، مامان، از امام علی برامون غذا آوردن

در را که باز کرد تعجب از چهره‌اش کاملاً مشخص بود؛ انگار که انتظار نداشت کسی در خانه‌ ی آن‌ ها را هم بزند؛ به‌ سختی ارتباط برقرار می‌ کرد؛ وقتی‌که کیسه را داخل منزل گذاشتم داد زد: «مامان مامان از امام علی برامون غذا آوردن» حالا دیگر به‌ جای تعجب خوشحالی در نگاهش موج می‌ زد؛ وای بر ما اگر بزرگ‌ترین خوشحالی یک کودک ۵ ساله در سرزمینمان داشتن غذایی برای خوردن باشد، وای بر ما اگر شیعه علی هستیم و از اجتماع خود غافلیم و با تمام قوا در جهل مرکب خود مانده‌ ایم، وای اگر ببینیم و بفهمیم و نادیده بگیریم، وای به حال ما اگر نبینیم و درک نکنیم حال دو کودک یتیم و مادر علیل شان را که سال‌ هاست نگاهشان به در خشک‌ شده است …

=======================

نوشته یکی از اعضای تیم پخش کوچه گردان عاشق – قم – ۱۳۹۴