آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

شب های روشن

ماه رمضان همیشه برایمان همدلی و همدردی تداعی کرده، ماهی که لحظه لحظه اش با معنویت ناب روزه داری سپری شده تا شاید ذره ای بر احوال فرودستان آگاه شویم و در غمشان شریک.
به قدر سی روز با آنان مشترک شویم، تا شاید ما نیز نزد خدا “مشترک مورد نظر” شویم!
۲۴ ام ماه رمضان امسال، کوچه گردان عاشق ایلام راهی مناطقی از شهر شدند که قبل تر دردشان را دیده بودند؛ خانه هایی که جز فقر و گرسنگی چیزی بر سر سفره نداشتند.
و کودکان نحیفی که با لذت های دنیا و خوشی های کودکانه بیگانه بودند و شاید ذهنشان پر از سوال هایی بی جواب…

اما کوچه گرد ها دلهایشان را به هم داده بودند تا عاشقی پیشه کنند و رسم دلدادگی به جا آورند و ، به مولایشان درس پس دهند…
آمده بودند تا در ماه مهمانی خدا، شادی را مهمان سفره های خالی کنند تا شاید شب برایشان روشن شود و امید جوانه بزند و دستی به دعا و سپاس خالق بلند شود.
۲۴ ام ماه رمضان، مناطق محروم شهر مرزی ایلام میزبان کوچه گردهایی بود که زمزمه می کردند: ” آمده ام کوچه به کوچه کو به کو/ شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو”
آمده بودند تا کیسه های بر دوش را زمین بگذارند تا شاید باری از دوش محرومان بردارند.
حاصل کار توزیع ۱۴۰ کیسه ی حمایتی بود که در مناطق “سرطاف” بان برز”، “فاطمیه”،”سبزی آباد” ، “هفت چشمه” و… توزیع شد تا لبخند سهم آنانی باشد که در زندگی مکانیکی امروز فراموش شدگانند، آنها که همواره چرخ زندگیشان ناکوک بوده اما عزتمند و سر به زیر مشکلات معیشتی را به جان خریده اند…
کوچه گردان در شبی صورت گرفت که فردایش روز قدس بود و مردمی که بی خبر از نیازمندان شهر خود، به سودای عدالت، از مردم و ملت دیگری دفاع می کردند، غافل از اینکه در جای جای همین شهر دستان تهی و چشمان بی فروغ دیگری به انتظار نشسته اند تا شاید دستی به کمک به سویشان دراز شود و برای رنج هاشان پایانی رقم بخورد…
کوچه گردان ۹۴ هم به پایان رسید اما این پایان همه چیز نبود…
شاید آغازی بی پایان بود بر مهمانی لبخند و مهربانی…

=========================

نوشته یک کوچه گرد عاشق – ۱۳۹۴