بیست و پنج سالگی

0
4

او ۲۵ ساله است،یعنی تقریبا همسن من، ۲۵ سالگی سن خوبی است،آدم می تواند خیلی خوشبخت باشد،می تواند خیلی بخندد،می تواند با شوهرش عاشقی کند حتی اگر شوهرش فقیر باشد،می توانند عصر ها دست سالار ۵ ساله شان را بگیرند ببرند پارک اما…

۷ سال است که ازدواج کرده یعنی درست وقتی ۱۸ ساله بوده،رابط منطقه می گفت پدرش معتاد است،از شوهرش پرسیدیم گفت معتاد است، دم تلویزیون را که نگاه کردیم جابجا دم فرش سوخته بود. گفت بعد از ازدواج معتاد شده اما از اولش هم نه کار داشته نه پول،هزینه رهن خانه را هم پدر شوهر داده بود،خانه قبلی را آنقدر اجاره نداده بودند که نیمی از پول پیش تمام شده بود.

۲۵ سالگی می‌توانست چیزی بیشتر از ترس یک مادر و کودک از نئشگی پر عصبانیت پدر باشد …

==============================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق – اسلامشهر– ۱۳۹۴