آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

به پایان آمد این دفتر —– حکایت همچنان باقی است

به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقی است
خُم می اندراین گلخن
کماکان بر زمین جاری است
به گرد کعبه می گشتیم ما در این شب و آن شب
علی وار و علی گونه، که درد کودکان راوی است
کدامین درد را گویم؟ کدامین رنج را گویم؟
زمانه به زبان آمد، که از هر سو به ما شاکی است
شکایت می کند هر دم، از این افیون بی مادر
به هر منزل سَرَک برده، بیا دنیا مرا کافی است
بُوَد راهی، بُوَد چاهی، در این آغاز بی پایان
چرا آنکس که می داند، خودش در این و آن ساقی است؟
چرا کَس برنیارد دم، که این و آن چرا باقی؟
چرا کَس لب به لب نگزد، که افیون همچنان باقی است؟
چراگاهی شده دنیا، برای آنکس و اینکس
که سر بر این زمین آرید، علف در آن زمین وافی است
چرا این شهریاران را نمی آید که هِی، برخیز؟
همه شیطان و افیونی از این سر تا به سر ساری است
دوباره من نمی گویم به پایان آمد این دفتر
ولی گویم به فریادی حکایت همچنان باقی است
بیا عنقا تو راهت را سوا کن از ریاکاران
که دنیا چون علی خواهد، اگر درد تو هم جاری است

“عنقا”

=========================

از یک کوچه گرد عاشق – ۱۳۹۴