یک اراده قوی بر همه چیز چیره می شود

0
5

از یک دیدگاه، زندگی سراسر جبر است.
هر انسانی تنها وجود جسمانی یا روانی امروزش نیست.
مجموع قرنها گذشته نیاکانش است.
انگار که هرکس که امروز خوشبخت نیست
دارد بار اشتباهات گذشتگان خود را بر دوش می کشد.
بار نسل ها ناآگاهی، بی مسئولیتی و بی ارادگی.

هرکس میراث دار پدر و مادر و جامعه خویش است.
آنها هم میراث دار گذشته خود. میراث دار درد، خوشی، رنج یا شادی.
هرچه بر پدر و مادرش گذشته، به شکلی دیگر برای او گذشته است.
فرزند پادشاه، پادشاه می شود و فرزند رعیت، رعیت.
کسی که امروز در نعمت و ناز غرق می شود
نعمت و ناز خود را به فرزندش می سپارد
و سهم فرزند یک کوچه خواب، پلاسی مندرس بیش نیست.
از یک پدر مهربان، مهربانی به کودکش ارث می رسد
و فرزند یک معتاد از نوزادی وارث والد خود می شود.

از این دیدگاه زندگی بسیار وحشتناک است.
انگار که سرنوشت هرکس،
حتی سرنوشت کودکان نازاده او نیز از پیش مقدر شده است.
برای بسیاری از انسانها زندگی جز این نیست.
جز این تکرار وحشتناک و این دور باطل اتفاق دیگری نمی افتد.

اما آیا راهی برای پایان دادن به این دور هست؟
آیا می توان از این جبر جغرافیا و تاریخ و سیاست خارج شد؟
آیا انسان آنقدر توانا هست که این زنجیره باطل را پاره کند؟
من می گویم می شود.

یک اراده قوی بر همه چیز چیره می شود.
آنگاه که دستی از سر نوازش به جای آزار به سر کودکی سلام می کند
این زنجیر پاره می شود.
آنگاه که انسانی که بار همه دیده نشدن گذشتگانش را بر دوش می کشد
دیده می شود، این دومینو باز می ایستد.
آن زمان که مادری مسئولیت را می فهمد
این پیام را به فرزندان خویش نیز می رساند.
آن وقت است که کودک دیگر شبیه پدر و مادرش نیست.

اینجاست که اراده انسانی، قدرت خود را نشان می دهد
و جبر را به زیر می کشد.
اراده ای که همراه با صبر و شکیباییست، بالاترین نیروی انسانیست.

====================

نوشته یکی از اعضای تیم گوچه گردان عاشق – ۱۳۹۴