پیمان بستیم که سر پیمانمون بمونیم

0
6

پیمان بستیم بمونیم کنار جمیله ۱۶ ساله ای که تو کوچه های بسکابادی رو زمین خاکی شبش رو صبح میکنه.دختری که تو این سن مجبور بوده همه چیزرو تجربه کنه.کنار زری گل ۳۰ ساله که منتظره بچه اش بدنیا بیاد و بفروشه که بتونه بقیه بچه هاش رو ببره زیر سقف. کنار مریم تو همت آباد که تمام محله انگشت اشارشون به سمتشه و هیچ وقت هیچ کس نیومد بپرسه برای سیر کردن بچه ها و دادن اجاره اون زیرزمین نمور چرا مجبوره تنش عرضه کنه. کنار مهلا دخترش که نگاه مردم کوچه و مدرسه رو جسم کوچیکش سنگینی میکنه. کنار زینب تو قلعه خیابون که وقتی میگی قراره بهشون درس بدی و نیاز به پول و مدرک نیست همه وجودش اشتیاق میشه و چقدر زیادن مثل زینب بچه هایی که به کدوم حق نمیدونم از حقوقشون بی بهره ان.کنار دخترای ۱۴ ، ۱۵ ساله سالارآباد که تنها جایی که تو شهر می رن کارگاه بازیافته که از سحر تا غروب میون بوی تعفن اون همه زباله سر میکنن. کنار مرتضی ۱۱ ساله که تو کوچه های طبرسی مجبوره ضایعات جمع کنه چون پدر کریستالیش هر چی که در میاره دود میکنه و شکم خواهر و مادرش گرسنه نمونه. کنار زن ۳۵ ساله تو پنج تن که از بدبختی چند روزی بچه معلولش رو تو بهزیستی میذاره و بعد باید بره و جسم کتک خورده و داغ شده اش تحویل بگیره … پیمان بستیم که سر پیمانمون بمونیم.

=======================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق – مشهد – ۱۳۹۴