آذربایجان شرقی اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران خاطرات خراسان رضوی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قم کردستان کرمان کرمانشاه گلستان مازندران هرمزگان همدان یاسوج یزد

سخت است از ناآگاهی خود آگاه شوی …

از من پرسیدند دیشبت چگونه گذشت؟؟ در جواب چه بگویم؟؟ دیشبم سخت گذشت…سخت است از ناآگاهی خود آگاه شوی…سخت است چشم باز کردن و دیدن…دیشب چشم گشودم…شب قدر شب ۲۱ ماه رمضان شب بزرگ مردی که به حرمت نامش قد علم میکنم شب عزیزی که با قسم نامش شفا گرفتم…دیشب را به آیین او گذراندم چه خوش آیینی بود یک شب از عمرم….۲ خانه دیدم و انگار که چه ها دیدم ..نه که فکر کنید فرسنگ ها انطرف تر !!!نه… فاصله اش تا خانه من به اندازه ۲ ساعت است شاید هم کمتر همین کنار گوشم…فک کردم فقط حرف است که همسایه ام سر گرسنه بربالین بگذارد دیشب به خیال خام خود خندیدم همسایه ام سر گرسنه که هیچ با کمترین برخورداری از حق انسان بودنش سر بر بالین میگذارد…همسایه ام سر بر سنگ میگذارد…ولی خرسند بودم که اگر من نمیدانم خیلی از هم سن و سالهایم میدانند دست به دست هم دادند دایره زده اند و در دل این همبستگیشان محبت را نثار همسایه هایمان میکنند…شاید در حصار محبتشان کودکی ساعتی را از درد فارغ باشد …آیین کوچه گردان مرامی بود از یاد رفته ولی دیدم که آدمهایی از جنس مهربانی با وجودشان سعی در یادآوریش دارند…چ شبی بود شب آگاه گشتنم…

========================

نوشته یکی از اعضای تیم پخش کوچه گردان عاشق – مشهد – ۱۳۹۴