باید قدم برداشت، ما همه مسئولیم …

0
5

نزدیک مترو صادقیه بودم. تند تند قدم بر میداشتم تا سریع تر خودم را برای بسته بندی مواد غذایی به جمعیت برسانم که نگاهم به خانمی افتاد که زیر آفتاب روی آسفالت نشسته بود و مقنعه اش را پایین کشیده بود که شناخته نشود. روی کیفش دو اسکناس پانصد تومانی بود، پول ها را که دیدم من هم پولی روی پول هایش گذاشتم و رفتم. به پله های مترو نرسیده بودم که یکباره به خودم گفتم کجا میدوی؟ مگر نه اینکه باید گره ای از کار کسی گشوده شود. خلاصه هر چقدر کلنجار رفتم پاهایم توان بالا رفتن از پله های مترو را نداشت. برگشتم و با خانومی که نشسته بود حرف زدم و …

این بود همان تأثیری که جمعیت در من خجالتی گذاشته بود. من که تا چند وقت قبل از دیدن انسان هایی که درد می کشند، تنها درد می کشیدم حالا یاد گرفته ام که نمی توانم بدون توجه به دردهایشان از آن ها عبور کنم. درد کشیدن و افسوس خوردن تنها کافی نیست. باید قدم برداشت، ما نسبت به تک تک درد های جامعه مسئولیم. نسبت به تک تک کودکان، مادران و بی پناهان مسئولیم. بی تفاوت نبودن بزرگ ترین موهبت های جمعیت امام علی برای من است.

===========================

نوشته یکی از اعضای تیم کوچه گردان عاشق – تهران – ۱۳۹۴